همه دلتنگی های من



کور باد ، چشمی که زخم زد خوشبختی ما


مادرم مُرد

برادرم رفت

پاشیده شد از هم ...

زندگیِ عاشقانه ی ما

کور باد

کور باد ، چشمی که زخم زد خوشبختی ما







دوشنبه 29 مهر 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

بغضِ بی موقع ، اونم وقت افطار



تا حالا شده بغض کنی ، اونم بی موقع

تا حالا شده وقتی بغض کردی آب بخوری

آب بخوری تا بغضتو ، این بغض لعنتی رو فرو بدی

دیدی وقتی که آب بغضتو فرو میده ، چه صدایی میده گلوت

یه صدای دلخراش ...

بغضت ضجه ای میزنه که فقط خودت صداشو میشنوی

ضجه ای که روحتو خراش میده و ...


حالا این روزا حالِ من همینه

بغضِ بی موقع ، اونم وقت افطار


وقتی سعی میکنم بغضمو

این بغض بی موقع رو

این بغض لعنتی رو فرو بدم

قلبم ، روحم ، خراش برمیداره

از صدای ضجه ی بغضم


بعد نمِ اشکی توی چشام میشینه

که فقط خودم میفهمم

آخه هیچکس حواسش به من نیست

دیگه هیچکس حواسش به من نیست

خیلی وقته که هیچکس حواسش به من نیست

میدونم که هیچکس حواسش به من نیست

هیچکس حواسش به من نیست

حواسش به من نیست

نیست حواس کسی به من

" خیلی وقته "

فقط

دو تا چشم نگران

همیشه نگام میکنه

مامانمه

خودش که نه ...

قاب عکسش

دو تا چشم نگران ، شده هستی من

از این دنیای بیکران

چون

جز اون دو تا چشم

چشم دیگه ای دنبالم نیست

دیگه ...

حواس کسی به من نیست



" تنهایی هم عالمی داردها " ....






دوشنبه 31 تیر 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

میخواهمت مادر


دلــــــــــــــــــم تنگـــــــــــــــ است برایــــــــــــــت

مـــــــــــــــــــــادر


میخواهمـــــــــــــــــــت

بیــــــــــــــــــــا

حتــــــــــــــی دروغــــــــــــــین

در رویـــــــــــا
...







پنجشنبه 6 تیر 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

یکساله شدم ، تولدم مبارک


امروز وبلاگم یکساله شد

میخواستم از عزیزانی که توی این مدت بهم سر زدند

و دلتنگیها و غم و غصه هامو خوندند و تحمل کردند

تشکر کنم

مخصوصا محو ، صدای زخمی ، ناشناس و همراز عزیزم

که بیشترین نظر رو برای وبلاگم دادند

دوسِتون دارم

تنهام نزارین








سه شنبه 14 خرداد 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

سلام مـــــــــــادر ، فاطمه آمد


سلام مادر

* * *
فاطمه آمد


میدانم که خوشحالی

هوایش را داشتم

از وقتی به خوابم آمدی و خوشحال بودی ، منم خوشحالم

فاطمه که آمد همان غذایی که آوردی را برایش درست کردم

از طرف تو برای فاطمه

میدانم دوستش داری ، میفهمم دوستش داری

اما ای کاش ...

ای کاش دیگران هم بفهمند

فاطمه خوب است ، مثل تو

* * *

پدر اینجاست ... حالم خوب است

فاطمه اینجاست ... ولی ...  هنوز هم حالم خوب است

چون حال تو خوب است مــــــــــــــادر






جمعه 10 خرداد 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

چقدر عطر تنت را میخواهم


دلم ، دلــــــــــــــم برایت تنگ است

کاش بودی به اندازه یک در آغوش گرفتم فقـــــــط ، مـــــــــادر

خیلی ها در آغوشم میگیرند

محمد ، بابا ، خواهر ، برادر و اخیرا هم فــــــاطمه

ولی هیچکس تو نمیشود مــــــــــادر

خبر داری که بعد از تو فاطمه آمده

خودمان آوردیمش

چون تو گفته بودی

چون تو وصیت کرده بودی

از وقتی فاطمه آمده همه میگویند تو خوشحالی

هرکس خوابت را دیده میگوید :

سرحال و خندان بوده ای

چه وفایی داری مـــــــــــــادر

که از آن دنیا هم خوشحالی پدر را میخواهی

فاطمه آمد

بغض هم آمد

اشک هم آمد

زخم زبان اطرافیان هم آمد

ولی به خاطر پدر و برادرها

و به احترام حرف تو تحمل میکنم و شادم

ولی این بغض لعنتی نمیرود

به خدا راضی ام ولی نمیرود

نه بالا می آید و نه پائین میرود

کمکم کن مــــــــــادر

و مثل همیشه دعایم کن

امروز 17 روز است که فاطمه آمده

17 روز است که دلم شاد است ولی گلویم سنگین

پر از بغضم

خودم هم حال خودم را نمیفهمم

اصلا نمیدانم با این زندگی چند چندم

بعد از تو قاط زده ام

چقدر عطر تنت را میخواهم

تا ریه هایم را پر کنم از محبت بی دریغت

و این بغض لعنتی را فرو دهم

و خلاص شوم

مــــــــــــــــــــادر


دعایم کن






پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

اعتراف میکنم


اعتراف میکنم یه مدت بود که حالم خوب نبود

که حواسم از محمد پرت شده بود

که حواسم همه جا بود جز اینجا

اعتراف میکنم که الآن خیلی خوبم

چون حالم خیلی خوبه

چون هیچکس برام محمد نمیشه

با همه ی بد اخلاقیاش ، ... ، ... ، ... ، و ...

برای من همه چیزه

هیچکس نمیتونه جای اونو برای من پر کنه ، هیچکس

انگار دوباره عاشقش شدم

کاش اینو بفهمه ...

بفهمه که میخوام خودش فقط خودش تکیه گاهم باشه

کاش یه کم هوامو داشته باشه

فقط یه کم ...

آخه من ... گناه دارم

آخه من ... عاشقم

همین






شنبه 19 اسفند 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

دل پر توقعی دارم


خدایا مرا ببخش

که گاهی خیالم ... هرز می رفت

که گاهی فراموش میکردم که ...

و خیالم ، فکرم ، احساسم می رفت و ...

امان از این دلم که مدام تنگ است

دل پر توقعی دارم

همه چیز را با هم میخواهد

نمیشود و نمیتوانم هم سرش نمیشود

منطقش را کجا جا گذاشته ... نمیدانم

ولی میدانم که دلم میخواهد

بزرگ شوم و افسار فکر و احساسم را دستم بگیرم

که نرود هر جا ... و هرجایی نشود

که جایی باشد که خریدار دارد

یک خریدار عاشق ...

انگار " الهی العفوم " جواب داده

و خدا بار دیگر صدایم را شنیده ...

باز در آغوش خدا هستم

جایم امن است

فکرم ، دلم ، احساسم و ...

همین جاست

حول خدا و خانواده ام

نه جای دیگر

نه جای دیگر

نه جای دیگر








شنبه 19 اسفند 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

یادش به خیر ... شِلمَن


دیشب بعد از 5 ماه با محمد بیرون بودیم

دوتایی

همینجوری که دور میزدیم

گفتیم یه چیزی هم بخوریم

رفتیم غذا سفارش دادیم

غذامو که خوردم

انقدر خوابم گرفته بود که نگو

انگار ساعتم زنگ خورده بود

یاد شلمن افتادم





یادش به خیر

بچه که بودیم

یه کارتون نشون میداد به اسم بامزی

یه لاک پشت توش بود که هر وقت ساعتش زنگ میخورد میخوابید

حالا تو هر وضعیتی که بود

منم تازگی ها خیلی بی وقت خوابم میگیره

مثلا سر کلاس

سر سفره

و ...

جالبه که بعدش خواب از سرم میپره

و تا صبح بیدارم

مثل الان که ساعت 3 و 15 دقیقه بامداده

منم اصلا خیال خواب ندارم


خدا آخر و عاقبتمو به خیر کنه

میترسم اون دنیا با شلمن محشور بشم








چهارشنبه 9 اسفند 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

آغوش خدا


خدایا

نجاتم بده از این زندگی ...

دلم فقط آغوش خودت را میخواهد

همین و بس








سه شنبه 1 اسفند 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

شرمنده ام آقای من


آقای من کوتاهی ام را ببخش

ببخش از اینکه صدای پایت را این جمعه نشنیدم

بی نام و نشانی گله کرد از اینکه صدای پای دوست نیامد جمعه

بی نام و نشانی که برایم عزیز است

به اندازه ی همه ی نشانه های بودنت ...

گله اش را دوست داشتم

و از تلنگرش به فکر افتادم

آقای من ، بودنت را میطلبم ...

نه فقط جمعه ها بلکه در لحظه لحظه بودنم

باش نگهدار همه ی بی نام و نشان هایی که میخواهنت بی ادعا

دوستت دارم آقای من

قلبم را ، ذهنم را ، وجودم را سیراب کن از عطر حضورت

و چشمم را ...

هر چند گناه بسیار کرده و بسیار دیده آنچه نباید ...

ولی ...

به نور دیده ات روشن کن چشمم را

ای روشنی بخش دیده ی منتظران








یکشنبه 29 بهمن 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

همیشه یکی بود و یکی نبود


یکی بود یکی نبود

یکی بود که وقتی ناراحت بودم

سعی میکرد از ناراحتیام کم کنه

یکی بود یکی نبود

یکی بود که وقتی غصه داشتم

به تمام حرفام گوش میداد و آرومم میکرد

یکی بود یکی نبود

یکی بود که وقتی شاد بودم

باهام میخندید

یکی بود یکی نبود

یکی بود که حالا دیگه نیست ...

چقدر بده که از بچه گی همیشه شنیدیم

یکی بود یکی نبود

چی میشه که همیشه همه باشن

نه اینکه یکی باشه و یکی نباشه

همه بگن یکی بود یکی دیگه هم بود

تا نفر اولی تنها نباشه و ...

پس هستم تا تنها نباشی

هستی ... ؟؟؟











شنبه 21 بهمن 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

به خوابم بیا


مامان خوبم

به اندازه ی محبت مادرانه ات ، دلم برایت تنگ شده


به خوابم بیا ...






پنجشنبه 19 بهمن 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

به سنگینی ِ بغض گلویم


چشمهایم غمی دارد


به سنگینی ِ بغض گلویم

زیر بار این غم ...

این بغض ...

کمرم میشکند







شنبه 7 بهمن 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

دلم نفس میخواهد



چقدر دلگیرم و دلتنگ

دلم نفس میخواهد

هوای تازه

امشب ...




شنبه 7 بهمن 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

صفحه نخست     




خدا
مادر
کلیپ
روایات
دلتنگی
زخم دل
دخترونه
چادر من
داستانک
عاشقانه
دل نوشته
فرصت ها
برای همسرم
صدای پای دوست

شمشیر آرایشت را قلاف کن
بوسه ی عاشقانه
از آدم های عــاطفی بترسید
نمادِ اعتقادات
کلا دیگه مهم نیــس برات
تنها جایی که باید باشی و ندارمت کنارم است ... مادر
هیچکس بعـدِ هیچکس نــمُرده
درد دارد ...
فاجعه
مهمترین درسی که آموختم
مداد رنگی
اصرار می کنند
کـســی کــه دلـش تنــگ نمـیشــه
وفات حضرت معصومه ( س ) تسلیت باد
دستهایی که ...

هفته چهارم مهر 1393
هفته چهارم مرداد 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم فروردین 1393
هفته اول فروردین 1393
هفته چهارم اسفند 1392
هفته دوم اسفند 1392
هفته اول اسفند 1392
هفته چهارم بهمن 1392
هفته سوم بهمن 1392

فهیمه اس . ان

چت
ترنم باران
بیقرار مادر
شبیه یک دوست
شهرک غم * احد
کلبه غم * معرفت
سید جواد موسوی
محرم اسرار * نوید
تسبیح ملائک * مهیار ق
واسه دل خودم * عیسی
سکوت دلخراش * ف ه ی م ه
کی اشکاتو پاک میکنه *حائری
رویای یک نویسنده جوان * محو
فریاد یک سکوت فریاد زیر آب * رهگذر
خط خطی های یک دختر * فرزانه
یادداشت های شخصی * وحدانه
عشق یعنی رهبرم سید علی
خاطرات نه چندان دور * سمانه
جنگل خاکستری * end of life
شب رفتنی است * سبحان
لنگه کفش خود را قورت بده
شب بی پایان * جامانده
دخمل حوا*پسر شجاع
نغمه عشق * صدف
پایگاه اینترنتی کمیل
بریم ماشین بازی
وبکده ی احسان
چوپان دروغگو
ویکی دانش
عشق 74
باغ سیب
همراز
نقش

وب سایت جن و علوم غریبه
سوتی های داغ وطنی
▓░ آرایش عاشقانه مدل شب لباس ▓░
آی کیو و بهره هوشی - آزمون آنلاین ریون
ساسان اس ام اس
اخبار مذهبی شیعه
بصیرت آخر الزمانی

نظرتون درباره وبلاگم چیه ... ؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

از زمان غیبت امام زمان(عج) تا کنون 1138سال شمسی11 ماه 6 روز 12 ساعت 38 دقیقه 45 ثانیه گذشته است
و زمان 35938903125.328 همچنان در گذر است
آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟
اللهم عجل لولیک الفرج


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
Online User