همه دلتنگی های من



شیرینیِ عسل از برکت وجود پیامبر


روزی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله  و امیرمؤمنان علی علیه السلام

در میان نخلستان نشسته بودند

که زنبور عسلی دور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شروع به چرخیدن کرد

پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود : « یا علی ! می دانی این زنبور چه می گوید ؟ »

حضرت علی علیه السلام فرمود : « خیر»

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: این زنبور ما را مهمان کرده و می گوید

یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتم

امیرمؤمنان علیه السلام را بفرستید تا  آن را از آن محل بیاورد

امیرمؤمنان علیه السلام بلند شد و عسل را از آن محل آورد

حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود

ای زنبور! غذای شما که از شکوفه گل تلخ است

به چه علّتی آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود؟


زنبور گفت : یا رسول اللّه ! شیرینی این عسل از برکت وجود
مقدّس شما و ( آل) شماست

چون هر وقت از شکوفه استفاده می کنیم ، همان لحظه به ما الهام می شود

که سه بار بر شما صلوات بفرستیم

وقتی که می گوییم
: « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»

به برکت صلوات بر شما عسل ما شیرین می شود



کنزالعمال،ج 1، 2219






یکشنبه 2 مهر 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

گذر زمان در عالم قبر و برزخ


امام علی (ع) روزی با جمعی از یاران خود به قبرستان رفتند و رو به آنان فرمودند

« آیا می خواهید چیزی را بر شما بنمایانم که هرگز ندیده اید؟ »

عرض کردند : «  بلی یا امیر المومنین »

حضرت بر سر قبر کهنه ای ( که نشان می داد صاحب آن مدت ها پیش رحلت کرده ) رفته و فرمودند

«  یا عبدالله قم باذن الله » ای بنده ی خدا به اذن خدا برخیز

در همان حال قبر شکافته شد و پیرمردی با محاسن سفید از قبر بیرون آمد و عرض کرد

« السلام علیک یا ولی الله »

حضرت جواب او را داد و فرمودند

« چند سال است که از دنیا رفته ای؟ »

گفت : « فدایت شوم هنوز سال نشده »

حضرت فرمودند : « چند ماه است؟ »

عرض کرد : « هنوز به ماه نرسیده »

حضرت فرمودند : « چند روز است؟ »

عرض کرد : « به ساعت هم نرسیده

وقتی داخل قبر خود شدم بعد از سوال نکیرین

حوری زیبا روی و خوش صورتی را در قبر دیدم و او را در آغوش گرفتم

گردنبندی که در گردن داشت پاره گردید و دانه های آن متفرق شد

و صد دانه داشت و من و او مشغول جمع کردن دانه ها شدیم

و هنوز تمام نکرده بودیم که شما مرا خواستید »

حضرت فرمود : « به جایگاه خود برگرد ، خداوند از رحمت بی پایانش او را بی نصیب نفرماید »

وقتی رفت ؛ حضرت فرمودند

« صد سال است که از دنیا رفته است و مشغول برچیدن دانه های گردنبند خواهد بود تا قیامت

و عالم برزخ هم برای او نمودی ندارد »


آنگاه حضرت سر قبری که تازه و گویا صاحب آن ساعتی پیش از دنیا رفته


آمده و صاحب آن قبر را صدا زدند

جوانی سیاه روی با حالتی زار از قبر بیرون آمده و گفت

« السلام علیک یا امیرالمونین»

حضرت جواب سلام او را داده و فرمودند

« چند ساعت است که از دنیا چشم بسته ای جوان؟ »

عرض کرد : « فدایت شوم از ساعت گذشته »

حضرت فرمودند: « چند روز است؟»

گفت: « از روز زیادتر است »

حضرت فرمودند : « چند سال است؟ »

گفت : « خیلی سال است

آنقدر کار و زحمت و گرفتاری دارم که خاطرم نیست چند سال است گویا صد سال است»

حضرت فرمودند : به جایگاهت برگرد و در حق او دعا فرمودند

به برکت دعای آن حضرت در عقاب و عذاب او تخفیفی داده شد

سپس حضرت فرمودند : « او را همین امروز و شاید یک ساعت پیش دفن کرده اند

بعد فرمودند : « فرق بین مومن و منافق همین قدر است »







دوشنبه 13 شهریور 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

اگر علی نبود عمر هلاک می شد


روایت هست در زمان خلیفه دوم   5نفر را نزد وی آوردند

و گفتند این 5 تن عمل نامشروع زنا انجام داده اند

خلیفه حکم به قتل هر 5 تن داد

هنگام رفتن برای اجرای حکم به مولی علی برخوردند

و باعث برگشت افراد نزد خلیفه شد

خلیفه گفت یا علی شما حکم کنید

مولی نفر اول را حکم به قتل با شمشیر داد

نفر دوم را حکم به سنگسار

نفر سوم را حکم یکصد تازیانه

نفر چهارم حکم   50تازیانه

و نفر پنجم را یک سیلی زد و رهایش کرد

حضار تعجب کردند

هر 5 تن یک جرم مرتکب شده بودند

اما 5 حکم مختلف انجام شد


مولی فرمود

نفر اول کافر حربی بود اگر زنا هم نکرده بود حکم کافر حربی قتل هست

نفر دوم زنای محصنه انجام داده بود با داشتن زن باز هم زنا کرده بود حکمش سنگسار هست

نفر سوم زنای غیر محصنه بود مجرد بود زنا کرده بود حکمش یکصد تازیانه هست


نفر چهارم بنده بود و مجرد حکم آدم بنده و غلام نصف آدم آزاد هست 50 تازیانه می باشد

نفر پنجم مجنون و دیوانه بود عقل نداشت و از روی بی عقلی زنا کرده بود

یک سیلی به او زدم که اگر خواست دوباره مرتکب شود یاد این سیلی بیفتد


اینجا یکی از مواردی بود که خلیفه دوم گفت

لولا علی لهلکت العمر( اگر علی نبود عمر هلاک می شد )







شنبه 28 مرداد 1391 توسط فهیمه اس . ان | نظرات ()

صفحه نخست     




خدا
مادر
کلیپ
روایات
دلتنگی
زخم دل
دخترونه
چادر من
داستانک
عاشقانه
دل نوشته
فرصت ها
برای همسرم
صدای پای دوست

شمشیر آرایشت را قلاف کن
بوسه ی عاشقانه
از آدم های عــاطفی بترسید
نمادِ اعتقادات
کلا دیگه مهم نیــس برات
تنها جایی که باید باشی و ندارمت کنارم است ... مادر
هیچکس بعـدِ هیچکس نــمُرده
درد دارد ...
فاجعه
مهمترین درسی که آموختم
مداد رنگی
اصرار می کنند
کـســی کــه دلـش تنــگ نمـیشــه
وفات حضرت معصومه ( س ) تسلیت باد
دستهایی که ...

هفته چهارم مهر 1393
هفته چهارم مرداد 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم فروردین 1393
هفته اول فروردین 1393
هفته چهارم اسفند 1392
هفته دوم اسفند 1392
هفته اول اسفند 1392
هفته چهارم بهمن 1392
هفته سوم بهمن 1392

فهیمه اس . ان

چت
ترنم باران
بیقرار مادر
شبیه یک دوست
شهرک غم * احد
کلبه غم * معرفت
سید جواد موسوی
محرم اسرار * نوید
تسبیح ملائک * مهیار ق
واسه دل خودم * عیسی
سکوت دلخراش * ف ه ی م ه
کی اشکاتو پاک میکنه *حائری
رویای یک نویسنده جوان * محو
فریاد یک سکوت فریاد زیر آب * رهگذر
خط خطی های یک دختر * فرزانه
یادداشت های شخصی * وحدانه
عشق یعنی رهبرم سید علی
خاطرات نه چندان دور * سمانه
جنگل خاکستری * end of life
شب رفتنی است * سبحان
لنگه کفش خود را قورت بده
شب بی پایان * جامانده
دخمل حوا*پسر شجاع
نغمه عشق * صدف
پایگاه اینترنتی کمیل
بریم ماشین بازی
وبکده ی احسان
چوپان دروغگو
ویکی دانش
عشق 74
باغ سیب
همراز
نقش

وب سایت جن و علوم غریبه
سوتی های داغ وطنی
▓░ آرایش عاشقانه مدل شب لباس ▓░
آی کیو و بهره هوشی - آزمون آنلاین ریون
ساسان اس ام اس
اخبار مذهبی شیعه
بصیرت آخر الزمانی

نظرتون درباره وبلاگم چیه ... ؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

از زمان غیبت امام زمان(عج) تا کنون 1138سال شمسی11 ماه 6 روز 12 ساعت 38 دقیقه 45 ثانیه گذشته است
و زمان 35938903125.328 همچنان در گذر است
آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟
اللهم عجل لولیک الفرج


Online User